جمال رضايى
196
بيرجندنامه ( فارسى )
روى هم برابر است با « چاهپاياب » كه در فارسى به آن « پاكند » مىگويند . اين « چاهپاياب » ها را معمولا بر روى آخرين چاه يا يكى از چاههاى پايانى و نزديك به مظهر قنات احداث مىكردهاند كه عمق كمترى داشته باشد و پلّه كمتر بخورد و دسترسى به آب قنات آسانتر باشد . در آن زمان در بيرجند دو « چاهپاياب » از اين نوع وجود داشت : 1 - 2 - 8 - چاهپاياب تگ چاه ( چخ پايوّ تگ چا cax payow tage ca ) : در جنوبىترين نقطهء محلّهء معروف « تگ چاه » و نزديك به ميدانى به همين نام كه شيبى تند داشت ، بر روى آخرين چاه قنات « قصبه » يك چاهپاياب وجود داشت كه شمار زيادى پلّه مىخورد و به آن گاهى « چاهپاياب سر ده » ( چخ پايوّ سر دا cax payow sor de ) هم مىگفتند . اين چاهپاياب اكنون وجود ندارد . 2 - 2 - 8 - چاهپاياب سر قبرستان ( چخ پايوّ سر قبرستا [ ن ] cax payow sor [ qabresto [ n ] ) : در كوچهاى در پايين « رود » كه به گونهاى اريب بهسوى « قبرستان كهنه » شهر مىرفت و مىرود - تقريبا روبروى خانهء مسكونى « حاج محمّد على قنّاد يزدى » - بر روى يكى از چاههاى قنات « كوشه » ( عباسآباد ) - چاهپايابى بود كه پلّههاى بسيار داشت و چون مسجدى هم در نزديكى آن بود مردم براى وضو گرفتن و نيز آب برداشتن از آن استفاده مىكردند . 3 - 8 - جوها ( رختشوخانهها ) : واژه « جو » ( جوى ) غير از معنى عامّ خود در گويش بيرجند به « آبراهى » گفته مىشد كه معمولا در آن رخت و لباس مىشستند . اين گونه « جو » ها معمولا سرپوشيده بودند و بر لبههاى آنها تخته سنگهايى نصب بود كه لباس را روى آنها مىشستند و با « چويه cuye » « 1 » مىكوبيدند . از اين « جوها » در آن زمان دو تا در بيرجند بود : 1 - 3 - 8 - جوى سر آب ميان ده ( جو سر اوّ مين دا ju sor ow meyon de ) : در « سر آب ميان ده » و در آغاز « كوچهء باغچه » و ضلع شرقى آن - در جنوب « پاياب » آن محل - رختشوخانهاى سرپوشيده وجود داشت كه آب قصبه هر وقت به « كشمان ته ده » مىرفت از آن مىگذشت و در دو كنارهء گذرگاه آب تخته سنگهايى براى شستن لباس نصب
--> ( 1 ) . « چويه » يعنى « كدين » و آن چوبى است كه جامهها را هنگام شستن با آن مىكوبند ( چوب گازرى ) اين « چوب » لولهاى شكل و به طول تقريبى نيممتر است و قطر آن در حدود پنج سانتىمتر يا اندكى بيشتر مىباشد .